ميرزا محمد على وفا زواره اى

77

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

اندر سراى جاه تو ، يك كلبه ، هر دو كون * و اندر هواى قدر تو ، يك‌ذرّه ، آفتاب هستند در محيط جلال تو نُه سپهر * سرگشته از تلاطم امواج ، چون حباب بهر نثار درگهت ار حكم دررسد * گوهر به جاى قطره به دامن كند سحاب ذات تو آفتاب و افاضل همه نجوم * انجم نهان شود ، چو عيان گردد آفتاب زيبد فراز عرش زنى خيمه جلال * تنگ است بر وجود تو اين نيلگون قباب شد از تو منع ، ظلم ز مظلوم و مستمند * چندان‌كه ناله سلب شد از سينهء رباب بر صفحهء كتاب ضمير منير تو * ننوشت كلك عاقله ، غير از خط صواب چندين مخدّرات معانى كه بهر تو * بود از پى مصاهره ، مستور در حجاب كس را نشد مجال كه دور از تو بركند * از صفحهء جمال ، يكى پردهء نقاب شد نوربخش طلعتى از گر مهر و مه ، نگر * يك نكته از ضمير تو كردند انتخاب از اشتياق رشحهء كلك تو ، خون دل * در نافِ آهوان حرم ، گشته مشك ناب از شرم دست راد تو گاه عطا و جود * جسم سحاب ، جمله مقطّر شود چو آب